زن اسیر



مترجم: مزدک بلوری
ناشر : نشر نی
آخرین به‌روزرسانی : ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
تاریخ انتشار : مهر ۱۳۹۵

حالا دیگر برایم فرق چندانی ندارد .این نقش من در زندگی درست به اندازه نقش قبلی ام بامزه است .همان کار ارزیاب بیمه برای شرکت بیمه ی گریت نور ترن که وادارم می کرد وقتم را در میان تکه پاره های تمدن مان بگذرانم .گلگیر های مچاله شده اتاقک های بدون سقف انبار های سوخته وپاهای شکسته آدم بعد از این که ده سال به این کار مشغول است کم کم تمایل پیدا می کند که دنیارا به چشم اوراق فروشی بزرگی ببیند به آدمی نگاه می کند به خانه ای که وارد می شود فقط به دنبال یافتن رد آتش سوزی اجتناب نا پذیر است بنا براین وقتی مرا در این کلاس نشاندند با این که می دانستم اشتباهی رخ داده است به ان مهر تایید زدم من آدم زرنگی بودم می دانستم که شاید بتوان از ان چه فا جعه به نظر می اید مزیت هایی به دست آورد .کار ارزیاب بیمه چیزهای زیادی به آدم یاد می دهد .

ارسال با ایمیل: