حوزه ریاست
دکتر غلامرضا زکیانی
سمت: رئیس دانشکده
مدرک تحصیلی: دکتری منطق- فلسفه
رتبه علمی: دانشیار
پست الکترونیکی:
تلفن: -۲۴۱۸۸۶۹۲۳۴۵
برنامه درسی نیم سال اول تحصیلی 1405-1406
معرفی مختصر:
دکتر غلامرضا زکیانی، دانشیار گروه فلسفه دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبائی، از پژوهشگران حوزه فلسفه و منطق است که بخش مهمی از فعالیت علمی او بر مطالعه منطق ارسطویی، فلسفه منطق و نسبت میان سنت منطقی یونانی و فلسفه اسلامی متمرکز شده است. بر اساس اطلاعات سامانه پژوهشگران دانشگاه علامه طباطبائی (ARIS)، تخصص علمی او «فلسفه / منطق» است و تاکنون ۵۴ مقاله علمی در کارنامه پژوهشی وی ثبت شده است. این آثار نشان میدهند که منطق، بهویژه منطق ارسطویی، در مرکز ثقل فعالیت پژوهشی او قرار دارد.
یکی از شاخصترین وجوه پژوهشهای زکیانی، توجه مستمر به منطق ارسطو و مسائل بنیادین فلسفه آن است. عناوینی همچون «درآمدی به فلسفه منطق ارسطو»، «فلسفه قیاس»، «هویت منطق»، «منطق علم یا ابزار؟ صورت یا ماده؟» و «تاملی در قیاس ارسطویی در امکانهای طرح و پرسش در ترتیب مقدمات» نشان میدهند که مواجهه او با منطق صرفاً به بازسازی صورتهای استدلالی محدود نمیشود، بلکه پرسش از چیستی منطق، جایگاه آن در میان علوم، ماهیت قیاس و نسبت صورت و ماده استدلال را نیز دربرمیگیرد.
بخش مهم دیگری از کارنامه او به مطالعه تخصصی قیاس ارسطویی اختصاص دارد. پژوهشهایی مانند «راز بداهت شکل اول قیاس»، «مبناپذیری اشکال چهارگانه قیاس ارسطویی»، «اندراج: راز قیاس حملی ارسطویی» و «مطالعه قیاس ارسطویی با نگاهی به رویکردهای استلزامی و استنتاجی» نشان میدهند که مسئله ساختار قیاس و تبیین چرایی اعتبار آن، یکی از محورهای پایدار پژوهشهای او بوده است. در آثار متأخرتر نیز این مسیر با پژوهش درباره «راهکار ارسطو و ابنسینا برای رهایی از محدودیتهای قیاس» ادامه یافته است؛ موضوعی که نشاندهنده حرکت از بررسی ساختار کلاسیک قیاس به مطالعه ظرفیتها و محدودیتهای آن در سنت ارسطویی و سینوی است.
از سوی دیگر، پژوهشهای زکیانی در مرز میان فلسفه و منطق یونانی و سنت فلسفی ـ منطقی اسلامی نیز امتداد مییابد. بررسی اندیشه ابنسینا، ابوالبرکات بغدادی، خواجه نصیر و غزالی در کنار مطالعات مربوط به ترجمه عربی آثار منطقی ارسطو، نشان میدهد که یکی از دغدغههای مهم او پیگیری تحول مفاهیم و مسائل منطقی در گذار از منطق یونانی به سنت اسلامی است. مقالههایی همچون «حد مفهومی و جهت حکم از طرف ابوالبرکات بغدادی و نقد اندیشه ابنسینا»، «ارزیابی ترجمه عربی قیاس ارسطو» و «تحلیل دیدگاه غزالی درباره تقابل میان منطق و امامت» در همین چارچوب قابل توجهاند.
توجه او به ارغنون ارسطو نیز از دیگر ویژگیهای برجسته این کارنامه است. مقاله «نقد و بررسی ارغنون ارسطو از منظر رابین اسمیت» و پژوهش درباره دلالتشناسی پنهان در رساله «در پیرامون ابطالهای سوفیستی» نشان میدهد که مطالعه متون منطقی ارسطو در آثار او با توجه به پژوهشهای جدید در فلسفه و تاریخ منطق همراه شده است. در مجموع، میتوان رویکرد پژوهشی زکیانی را تلاشی برای فهم منطق نه فقط بهعنوان مجموعهای از قواعد استدلال، بلکه بهعنوان دانشی دارای مبانی فلسفی، تاریخی و معرفتشناختی دانست.
در کنار این محور اصلی، بخشی از فعالیتهای علمی او به مسائل فلسفه اسلامی، کلام و اندیشه دینی نیز اختصاص دارد؛ از جمله پژوهشهایی درباره قاضی ابوبکر باقلانی، معتزله و اشاعره و نیز اندیشه امام موسی صدر. بااینحال، برآیند کلی کارنامه پژوهشی او نشان میدهد که «منطق» و بهویژه «فلسفه منطق ارسطویی و تداوم آن در سنت اسلامی» مهمترین محور هویتی پژوهشهای اوست؛ محوری که از نخستین مقالات دهه ۱۳۸۰ تا پژوهشهای جدید او همچنان استمرار داشته است.
مهدی بهنیافر
سمت: معاون آموزشی
مدرک تحصیلی: دکتری فلسفه
رتبه علمی: دانشیار
پست الکترونیکی:
تلفن: 88692345-540
برنامه درسی نیم سال اول تحصیلی 1405-1406
معرفی مختصر:
دکتر مهدی بهنیافر، دانشیار گروه فلسفه دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبائی، از پژوهشگران حوزه فلسفه است که بخش مهمی از فعالیت علمی او در پیوند میان فلسفه تحلیلی، منطق، معرفتشناسی و تاریخ فلسفه غرب شکل گرفته است. بر اساس اطلاعات سامانه پژوهشگران دانشگاه علامه طباطبائی (ARIS)، زمینه تخصصی او فلسفه است و تاکنون ۲۲ مقاله علمی در کارنامه پژوهشی وی ثبت شده است. بررسی این آثار نشان میدهد که مسئله «استنتاج و عقلانیت» یکی از محورهای مهم در مسیر پژوهشی اوست و این مسئله را در ارتباط با منطق، معرفتشناسی و اندیشه فیلسوفانی همچون دکارت و ارسطو دنبال کرده است.
یکی از شاخصترین حوزههای پژوهشی بهنیافر، مطالعه فلسفیِ مفهوم استنتاج و نسبت آن با منطق و معرفت است. مقاله «دو تقریر رقیب در ماهیت استنتاج و نسبت آن با شهود در اندیشۀ دکارت» و پژوهش «استنتاج بهترین تبیین در روش اصلموضوعی دکارت و پیامدهای معرفتشناختی آن» نشان میدهند که مسئله استنتاج در آثار او صرفاً به ساختار صوری استدلال محدود نیست، بلکه با پرسشهای بنیادیتری درباره چگونگی دستیابی به معرفت، نقش شهود و اعتبار فرایند استدلال پیوند میخورد. همچنین مقاله «آیا تارسکی مفهوم عام نتیجهی منطقی را فراچنگ میآورد؟» نشاندهنده توجه او به یکی از مسائل بنیادی فلسفه منطق، یعنی چیستی و قلمرو مفهوم «نتیجه منطقی» است.
در کنار این مباحث، ارسطو و میراث منطقی او جایگاه قابل توجهی در کارنامه پژوهشی بهنیافر دارد. مقاله «بنیادهای ارسطویی درمان منطقمحور کوهن» نمونهای روشن از این رویکرد است که در آن نسبت میان یک نظریه معاصر و بنیادهای ارسطویی آن بررسی شده است. این پژوهش نشان میدهد که مواجهه او با ارسطو صرفاً تاریخی نیست، بلکه میتواند در بررسی مسائل جدید فلسفی و منطقی نیز به کار گرفته شود. از این منظر، ارسطو برای او بخشی از یک سنت زنده فلسفی است که میتوان مفاهیم و مبانی آن را در مسائل معاصر بازخوانی کرد.
دکارت نیز یکی از مهمترین فیلسوفان حاضر در آثار بهنیافر است. افزون بر پژوهشهای مربوط به استنتاج و شهود، آثاری همچون «معنای موقت در اخلاق موقت دکارت و بررسی انتقادی چند برداشت معاصر»، «تعابیر سهگانه اخلاق در مختصات فکری دکارت»، «گونهشناسی شک در اندیشه غزالی و دکارت» و «نسبت اندیشۀ ماشین جانوری دکارت با رفتارهای زیست محیطی جدید» نشان میدهند که مطالعه دکارت در آثار او به یک موضوع منفرد محدود نشده، بلکه حوزههای معرفتشناسی، اخلاق، فلسفه ذهن، فلسفه علم و نسبت انسان با طبیعت را نیز دربرگرفته است.
یکی دیگر از وجوه مهم فعالیت علمی بهنیافر، توجه به فلسفه علم و مسائل فلسفی علوم جدید است. مقاله «نیوتن: فیلسوف؟!» و پژوهش درباره نیوتونیسم در نخستین دوره عصر روشنگری آلمان، در کنار مطالعات مربوط به تارسکی و منطق، نشاندهنده علاقه او به بررسی مرزهای میان فلسفه، منطق و علوم است. همچنین مقاله «گذار از رویکرد کارکردگرا در فلسفه ذهن به رویکرد بدنمند» بیانگر توجه او به تحولات معاصر در فلسفه ذهن و تغییر پارادایم از تبیینهای صرفاً کارکردگرایانه به رویکردهای بدنمند است.
در کنار این محورهای فلسفه تحلیلی و غربی، بخشی از پژوهشهای بهنیافر به فلسفه و الهیات اسلامی اختصاص دارد. مطالعه دیدگاه شهید مطهری درباره نسبت عقل و دین، خوانش بافتمحور او از داستان موسی و خضر، بررسی گونههای شک در اندیشه غزالی و دکارت، و پژوهش درباره قرائتهای مختلف از حیات جسمانی عیسی(ع) در قرآن و عهد جدید، نشان میدهد که در آثار او گفتوگوی میان سنت فلسفی غرب و مسائل فلسفه و الهیات اسلامی نیز جایگاه ویژهای دارد.
در مجموع، میتوان هویت پژوهشی دکتر مهدی بهنیافر را در نقطه تلاقی فلسفه تحلیلی، منطق و فلسفه منطق، معرفتشناسی و تاریخ فلسفه ترسیم کرد؛ با تمرکز ویژه بر مسئله استنتاج، عقلانیت و مبانی معرفت. ویژگی قابل توجه در کارنامه او، حرکت میان سنتهای مختلف فلسفی است: از ارسطو و تارسکی تا دکارت، نیوتن و فلسفه معاصر ذهن، و از سوی دیگر از غزالی و شهید مطهری تا مسائل فلسفه و الهیات اسلامی. از این منظر، پژوهشهای او را میتوان تلاشی برای بررسی عقلانیت فلسفی در مرز میان منطق، معرفتشناسی و تاریخ اندیشه دانست.
دکتر راحله گندمکار
سمت: معاون پژوهشی دانشکده
مدرک تحصیلی: دکتری زبان شناسی همگانی
رتبه علمی: دانشیار
پست الکترونیکی:
عضو هیات علمی گروه زبان شناسی
تلفن: 240-88692345
برنامه درسی نیم سال اول تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶
معرفی مختصر:
دکتر راحله گندمکار، دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی، از پژوهشگران برجسته حوزه زبانشناسی شناختی و معناشناسی در ایران است که پژوهشهایش بر پیوند نظریههای معاصر با دادههای زبان فارسی، مفهومسازی، استعاره، مجاز و ساختارهای مفهومی تمرکز دارد.
کارنامه علمی و آموزشی ایشان شامل موارد زیر است:
مقالات علمی: انتشار ۳۹ مقاله در نشریات معتبر با محوریت پدیدههای معنایی و شناختی؛ نظیر مطالعه چندمعنایی افعال مرکب با همکرد «کشیدن»، مفهومسازی فضا، حوزه مفهومی شکار در مقوله عشق، مجاز در صورتهای خطابی، تحلیل معنایی گواهنمایی، توسیع معنایی، بررسی مجاز بر مبنای نظریه مفاهیم واژگانی و الگوهای شناختی، و یکسویگی استعارههای مفهومی.
تألیف و ترجمه: ۱۷ عنوان کتاب از جمله تألیف «مجاز در زبان فارسی»، «فرهنگ توصیفی معنیشناسی»، «آشنایی با معنیشناسی ساختگرا»، «درآمدی بر زبان و شناخت: نقشه ذهن»، «زبان، سوسور و ویتگنشتاین»، و ترجمه آثاری مانند «نخستین درسنامه زبانشناسی»، «جغرافیای اندیشه»، «ترجمه و زبان» و «استعارههایی که باور داریم».
آموزش و هدایت پژوهش: راهنمایی و مشاوره بیش از ۳۴ پایاننامه ارشد و دکتری در حوزههای معناشناسی، شناختی، جامعهشناسی زبان، آزفا، جنسیت، استعاره، ادب زبانی، گفتمان و مطالعات بینزبانی.
فعالیتهای شاخص: رویکرد ایشان تبیین رابطه میان زبان، شناخت، فرهنگ و تجربه انسانی است همچنین از فعالیت های ایشان به برگزاری کرسی علمی تاییدشده «نقش و کاربرد زبانشناسی شناختی در تفسیر متن ادبی» می توان اشاره نمود.
زهره قربانی مادوانی
سمت: معاون فرهنگی
مدرک تحصیلی: دکتری ادبیات عرب
رتبه علمی: دانشیار
پست الکترونیکی:
سرکار خانم قربانی
تلفن: 88692345-240
برنامه درسی نیم سال اول تحصیلی 1405-1406
معرفی مختصر:
دکتر زهره قربانی مادوانی، دانشیار گروه آموزشی ادبیات عربِ دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبائی، از پژوهشگران فعال حوزه زبان و ادبیات عربی است که فعالیتهای علمی ایشان در پیوند میان مطالعات زبانی، تحلیلهای ادبی و رویکردهای نوین نقد شکل گرفته است. کارنامه پژوهشی ایشان، بر اساس اطلاعات ثبتشده در سامانه پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی، شامل ۶۰ مقاله علمی است و گستره این آثار نشان میدهد که پژوهشهای وی در چند محور اصلی، از جمله زبانشناسی شناختی، معناشناسی، تحلیل گفتمان، نشانهشناسی، نقد ادبی معاصر و مطالعات تطبیقی فارسی و عربی، دنبال شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای پژوهشهای دکتر قربانی مادوانی، بهرهگیری از نظریهها و رویکردهای جدید زبانشناسی در تحلیل زبان و متن است. پژوهشهایی درباره بسط معنایی رویداد «ضرب» بر پایه نظریه مقولات شعاعی و دستور حالت، مفهومسازی افعال در پایان آیات، نقش نظریه شکل و زمینه در تحلیل ترتیب نامهای الهی و بررسی معنای «لعلّ» در چارچوب نظریه لنگاکر، نشاندهنده توجه جدی ایشان به زبانشناسی شناختی و ظرفیت آن برای تحلیل دادههای زبان عربی است. مطالعاتی درباره استعارههای مفهومی، نسبیت زبانی، فضاهای ذهنی و نقش زبان در شکلگیری و انتقال مفاهیم نیز این جهتگیری را تکمیل میکند.
معناشناسی و تحلیل سازوکارهای تولید معنا، محور برجسته دیگری در فعالیتهای پژوهشی ایشان است. در این حوزه، موضوعاتی چون تحلیل معنایی شخصیتهای ادبی، دلالت نمادها، معانی واژگان، معادلیابی مفاهیم و تحلیل نشانهای ساختارهای زبانی مورد توجه قرار گرفته است. پژوهشهای ایشان درباره مفاهیم رنگ در فارسی و عربی، مفاهیم نام اندام دست، زبان فیزیولوژیک، واژگان سوگند و مفاهیم همنشین و متقابل در قرآن، نشان میدهد که معنا در آثار وی نه صرفاً در سطح واژه، بلکه در ارتباط با بافت، فرهنگ، شناخت و ساختارهای گفتمانی بررسی میشود.
حوزه مهم دیگر در کارنامه دکتر قربانی مادوانی، تحلیل و نقد متون ادبی عربی با استفاده از نظریههای معاصر است. نشانهشناسی فرهنگی یوری لوتمان، نظریه زمان روایت ژرار ژنت، نظریه هنجارگریزی لیچ، نظریه فضاهای ذهنی و رویکردهای پستمدرنیستی از جمله چارچوبهایی هستند که در پژوهشهای ایشان برای مطالعه شعر، داستان و رمان عربی به کار گرفته شدهاند. تحلیل آثار نویسندگانی چون جبران خلیل جبران، طیب صالح، غاده السمان، هدیه برکات، معین بسیسو، خلیل حاوی و دیگر نویسندگان و شاعران معاصر عرب، بخش مهمی از این مسیر پژوهشی را تشکیل میدهد.
تحلیل گفتمان و بهویژه تحلیل گفتمان انتقادی نیز از دیگر زمینههای مورد توجه ایشان است. پژوهشهایی درباره اشعار ابونواس، ابوتمام و بحتری و نیز بررسی تحولات شعر عربی از شعر کلاسیک تا شعر آزاد، با بهرهگیری از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، نشاندهنده توجه به نسبت زبان با قدرت، فرهنگ، ایدئولوژی و تحولات اجتماعی است. همچنین مطالعات تطبیقی درباره شعر و ادبیات فارسی و عربی، از جمله مقایسه استعارههای مفهومی در آثار فروغ فرخزاد و غاده السمان و بررسی ویژگیهای شعری شاملو و نزار قبانی، بیانگر حضور پررنگ رویکرد تطبیقی در آثار ایشان است.
در مجموع، هویت پژوهشی دکتر زهره قربانی مادوانی را میتوان در نقطه تلاقی زبانشناسی و معناشناسی، نقد و تحلیل ادبی معاصر، مطالعات شناختی و نشانهشناختی و ادبیات تطبیقی فارسی و عربی ترسیم کرد. ویژگی برجسته کارنامه علمی ایشان، بهکارگیری ابزارهای نظری جدید برای خوانش متون و پدیدههای زبان عربی است؛ رویکردی که از تحلیل ساختار و معنای زبان تا مطالعه متن ادبی، قرآن، ترجمه، فرهنگ و گفتمان امتداد یافته و تصویری چندرشتهای و منسجم از مسیر پژوهشی ایشان ارائه میدهد.
