داستان از ان جا اغاز می شود که خانم شپرد با ون قراضه اش به خیایان کرسنت محل زندگی نویسنده کتاب می اید تصادفا مقابل خانه او پارک می کندوتوی همان خیابان زندگی می کندپس از مدتی به دلیل درگیری هایش با همسایه ها ومزاحمت های رهگذر ها و ماموران شهرداری نویسنده به او اجازه می دهد موقتا ماشین را توی حیاط خانه اش پارکند
