ستاره جهانبانی

ستاره جهانبانی

عنوان پایان‌نامه

همایندهای نشان دار در ترجمه های انگلیسی و فارسی قران کریم



    دانشجو ستاره جهانبانی در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ، به راهنمایی حسین ملانظر ، پایان نامه با عنوان "همایندهای نشان دار در ترجمه های انگلیسی و فارسی قران کریم" را دفاع نموده است.


    استاد راهنما
    حسین ملانظر
    استاد مشاور
    عبدالله کریم زاده
    رشته تحصیلی
    مترجمي زبان انگليسي
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    تاریخ دفاع
    ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
    ساعت دفاع

    چکیده
    پژوهش حاضر با تکیه بر مدل تحلیل سبک‌شناسی قرآن عبدالرئوف، در تلاش برای بررسی اهمیت معنایی و عمل‌گرایانه آن‌ها، بر همایند‌های نشان‌دار قرآنی به‌عنوان دغدغه اصلی خود تمرکز کرده است. برای این منظور، تعدادی از این ترکیبات مشخص شده و نمایش آنها در ترجمه های انگلیسی و فارسی را شناسایی و مورد بحث قرار دادیم. برای ارزیابی میزان کفایت آنها در زبان مقصد، مدل هاوس (۱۹۹۷) از ارزیابی کیفیت ترجمه اتخاذ شده است. یافته‌ها نشان داد که مترجمان انگلیسی قرآن در مواجهه با چنین ترکیب‌های مشخصی تمایل بیشتری به ترجمه پنهان دارند، زیرا مواردی از خلأ سبکی در زبان انگلیسی هستند. بحث اصلی در اینجا این بود که این تمایل به ترجمه مخفیانه منجر به تبدیل همایند‌های نشان‌دار به همایند‌های غیر‌نشان‌دار می‌شود. از آنجایی که ترکیب‌های مشخص‌شده دارای جهت‌گیری معنایی هستند، ترجمه آن‌ها به

    انگلیسی نه تنها مستلزم فقدان معنایی، بلکه یک انحراف سبکی است.  

    Abstract
    Drawing on Abdul-Raof’s model of stylistic analysis of the Quran, the present study has focused on Quranic marked collocations as its main concern in a bid to explore their semantic and pragmatic significance. To this end, it has identified and discussed a number of such marked collocations and their representations in English translations. To assess the degree of their adequacies in the target language, House's (۱۹۹۷) model of the translation quality assessment has been adopted. The findings demonstrated that the English translators of the Quran are more inclined to covert translation when encounter such marked collocations, because they are cases of a stylistic void in English language. The central argument here was that this inclination to covert translation results in turning marked collocations into unmarked collocation. Since marked collocations are semantically-oriented, their translation into English not only

    entails a semantic loss, but a stylistic deviation.