محمدهادی شمشادی

محمدهادی شمشادی

عنوان پایان‌نامه

واکاوی مبادی علم پیچیدگی با رویکرد فلسفه هگل



    دانشجو محمدهادی شمشادی در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۰۰ ، به راهنمایی ، پایان نامه با عنوان "واکاوی مبادی علم پیچیدگی با رویکرد فلسفه هگل" را دفاع نموده است.


    استاد داور
    یوسف نوظهور
    رشته تحصیلی
    فلسفه
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    ادبیات فارسی و زبانهای خارجی
    شماره ساختمان محل ارائه
    ۱۷
    نام کلاس محل ارائه
    کلاس ۱۰۵[۲۰۱۰۵]
    شماره کلاس محل ارائه
    ۲۰۵
    تاریخ دفاع
    ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
    ساعت دفاع
    ۰۹:۰۰

    چکیده

    این پژوهش با تمرکز بر نسبت‌سنجی میان فلسفه هگل و علم پیچیدگی نگاشته شده است. درحالی‌که علم پیچیدگی غالباً به‌عنوان حوزه‌ای تجربی و مدل محور شناخته می‌شود، این نوشتار بر آن است که نشان دهد چگونه بنیان‌های فلسفی اندیش? هگل می‌توانند چارچوبی مفهومی برای فهم عمیق‌تر از پدیده‌های پیچیده فراهم آورند. روش کار، تحلیل تطبیقی مفاهیم کلیدی دو حوزه با اتکا به متون اصلی هگل و شارحان او از یک سو و آثار نظریه‌پردازان برجسته علم پیچیدگی از سوی دیگر می‌باشد. با تحلیل مفاهیمی چون «دیالکتیک»، «روح مطلق»، «مکر عقل»، «درون ماندگاری» و «واسطه‌مندی» در اندیش? هگل، و تطبیق آن‌ها با اصولی نظیر علیت صعودی و نزولی، خودسازمان‌دهی، نوخاستگی و تعامل اجزاء در سامانه‌های پیچیده، در مقاله نشان داده شد که میان این دو حوزه تقارن‌ها و هم‌پوشانی‌های معناداری وجود دارد. نوآوری پژوهش در ارائه خوانشی هگلی از پیچیدگی و صورت‌بندی نسبت‌های نااندیشیده میان این دو حوزه می‌باشد. در نهایت، استدلال می‌شود که فلسف? هگل می‌تواند بستری نظری برای ارتقای درک مفهومی از علم پیچیدگی فراهم سازد و راه را برای پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در این زمینه هموار کند.

      

    Abstract

    The present study explores the possibility of reinterpreting the philosophy of complexity science through the conceptual framework of Hegelian philosophy. While complexity science is often recognized as an empirical and model-driven field, this research argues that the philosophical foundations of Hegel’s thought can provide a robust conceptual framework for a deeper understanding of complex phenomena. The central research question guiding this study is: “How can Hegelian philosophical concepts inform and enrich the theoretical foundations of complexity science?” The motivation for this research arises from the growing recognition that, despite significant advances in modeling complex systems, the philosophical underpinnings of complexity science remain underdeveloped. By bridging the gap between German idealist philosophy and contemporary complexity studies, this work aims to contribute both to the theoretical enrichment of complexity science and to new interpretations of Hegel’s philosophy in the context of modern scientific challenges.