سخنگویان هر زبان از وجود واژهها آگاهند و به معانی مختلف هر واژه و کاربرد صحیح آن اشراف دارند، به درستی آنها را به کار میبرند و میتوانند واژه را از غیر آن تشخیص دهند. اما نمیتوانند به سادگی و بدون تحقیق درباره پیشینه ساخت و اجزاء واژههای غیر بسیط سخن گویند. در نیم قرن گذشته بخشی از پژوهشهای زبانی، به صرف یعنی مطالعه فرایندهای واژهسازی، ساختمان واژه و اجزاء آن اختصاص یافته است. و بر مبنای مطالعه صرف زبانهای گوناگون، نظریهها و الگوهای متنوعی حاصل شده است. از این رو با گسترش و فزونی گرفتن واژهها و اصطلاحات تخصصی، فرهنگ تخصصی از ضروریات مینماید. در فرهنگ حاضر سعی بر این بوده تا به کمک مثال از زبانهای مختلف، توصیفی ساده برای این قبیل واژهها و اصطلاحات به دست داده شود.
